اگر عبای من نبود!؟
حکایت کردهاند که دو نفر در راهی با هم همسفر بودند. در بین راه باران تندی درگرفت. یکی از آن دو نفر عبایی داشت؛ هر دو عبا را به سر کردند تا باران تمام شد و خیس نشدند.
صاحب عبا گفت:
اگر عبای من نبود چه میشد؟
دوستش گفت:
معلوم است! اگر عبای تو نبود خیس میشدیم، بعد ممکن بود سرما بخوریم و...
مقداری دیگر که راه رفتند، دارنده عبا دوباره پرسید:
راستی! اگر عبای من نبود چه میشد؟!
همسفرش گفت:
شکر خدا که عبای تو بود!!
خلاصه اینکه این سؤال و جواب بین صاحب عبا و همسفر بارها تکرار شد. هر بار او میگفت:
اگر عبای من نبود چه میشد؟
و پاسخ میشنید که:
الحمدلله که عبای تو بود و وقت باران به سر کردیم وگرنه خیس میشدیم!!
رفتند و رفتند تا به رودخانهای رسیدند. رودخانه پرآب بود و هیچ پلی برای عبور وجود نداشت. هر دو نفر مجبور شدند وارد آب شوند و از رودخانه بگذرند. بدیهی بود که سر تا پا خیس شدند و به زحمت خود را آنسوی رودخانه رسانیدند.
به محض اینکه پا بر ساحل گذاشتند، برای چندمین بار و پس از خیس شدن سر تا پا، صاحب عبا پرسید:
اگر عبای من نبود...!
همسفر که با خیس شدن لباسهایش از یک سو و منتگذاریهای چندباره و سؤالهای مکرر رفیقش به شدت عصبانی شده بود، این بار فرصت نداد پرسش صاحب عبا تمام شود و با عصبانیت عبا را از دوش او برداشت و به رودخانه پرت کرد و فریاد زد:
مرد ناحسابی!!! مردهشور خودت و عبایت را ببرد!
اگر عبای تو نبود، آیا از این خیستر هم میشدیم؟؟!
⚫️ قصه ایران و عضویت در پیمان منع گسترش سلاحهای هستهای، موسوم به NPT، دقیقاً شبیه این قصه است!
هدف از عضویت در این پیمان برای کشورها، بهرهمندی از کمکهای فنی و علمی آژانس بینالمللی انرژی اتمی است تا بتوانند از فناوری هستهای در راستای مقاصد صلحآمیز بهرهمند شوند.
اما عضویت در پیمان NPT نهتنها کمکی به ایران نکرده، بلکه منفذی برای جاسوسی، شناسایی دانشمندان هستهای ایران و دادن اطلاعات آنها به دشمن صهیونی برای ترور و زمینهسازی برای تحریمهای سنگین اقتصادی و... بوده است.
در یک سال اخیر رافائل ماریانو گروسی، رئیس آژانس بینالمللی انرژی اتمی، علیرغم عدم انجام وظیفه ذاتی این سازمان نسبت به ایران، رسماً به عامل جاسوسی آمریکا برای بمباران اتمی تأسیسات اتمی ایران شد.
رئیس سازمانی که فلسفه ذاتی آن توسعه انرژی صلحآمیز هستهای و جلوگیری از تولید سلاح هستهای است، به ابزار دست قدرت های دیگر برای بمباران اتمی یک کشور شده است.!!!
وضعیت همه سازمانهای بینالمللی اینگونه است.
آنها ابزار دست قدرتهای بزرگ هستند که در این مقال جای پرداختن به آن نیست.
اما سؤال این است که با این موضعگیری گروسی، هیچ توجیهی برای ماندن در پیمان کذایی NPT وجود دارد؟
آیا وضعیت ایران و آژانس اتمی چیزی شبیه همان قصه عبا و رودخانه و خیس شدن سر تا پا نیست؟
آیا بعد از جنگ دوازدهروزه و جنگ اخیر که همه خط قرمزها رد شده و مهمتر از همه، رهبری انقلاب اسلامی و بسیاری از مقامات سیاسی ـ نظامی ایران به شهادت رسیدهاند و دشمن صهیونی همچنان لیست ترور منتشر میکند، از این پس ماندن در پیمان کذایی NPT و عدم ساخت سلاح هستهای هیچ توجیهی دارد؟
غیر از این است که آمریکا و اسرائیل هر کاری که قابل تصور است در این جنگ کردهاند؟
آیا کاری بیش از این میتوانند انجام دهند؟
آیا از این خیستر هم میشویم؟؟!!
مسئولان محترم کشور بدانید با اعلام رسمی خروج از NPT اتفاقاتی از این بدتر رخ نمیدهد.
این تصمیم تاریخی باید سریعتر انجام شود. حتی اعلام آن نوعی بازدارندگی ایجاد میکند. درنگ در این زمینه فردای خسارتبارتری در پی دارد.
ایران بارها اعلام کرده و هنوز هم بر همین تأکید دارد که میخواهد از انرژی صلحآمیز هستهای استفاده کند. از این رو دلیلی ندارد در معاهدهای که صرفاً ابزار جاسوسی برای آمریکا و اسرائیل به منظور تخریب و ترور و نادیده گرفتن حق صلحآمیز ایران است حضور داشته باشد.
اگر تا قبل از آغاز جنگ دوازدهروزه حداقل توجیه عقلی برای ماندن در NPT وجود داشت، اکنون ماندن در این پیمان هیچ منطقی ندارد.
در طول سالیان گذشته از لحاظ حقوقی و سیاسی، خود سازمان انرژی اتمی ناقض اصول خود نسبت به ایران بوده است.
در حال حاضر، از لحاظ عملی که جنگ ویرانگری بر کشور تحمیل شده و تا شهادت رهبری انقلاب پیش رفته، حال پرسش نخست را تکرار میکنیم که با خروج از NPT آیا از این بدتر میشود؟؟
پاسخ یک «نه» بزرگ است.
دشمن هرچه داشته پای کار آورده و کاری بیش از این نمیتواند انجام دهد. خروج از NPT نهتنها خطری بیش از این ندارد، بلکه سبب تعدیل جنایات دشمن خواهد شد و امنیت آتی کشور را تأمین خواهد کرد.
-باز نشر
✅ @roushan88
برچسب:
نویسنده: پرهام رضاپور