✍ ابهام در اجرای بند نخست تفاهمنامه؛
چالشهای پیش روی مذاکرات زوریخ
دور اخیر مذاکرات ایران و ایالات متحده در زوریخ سوئیس در حالی پایان یافت که ترکیب هیأتهای مذاکرهکننده، سطح اهمیت این گفتگوها را نشان میداد. ریاست هیأت ایرانی بر عهده محمدباقر قالیباف بود و سیدعباس عراقچی (وزیر امور خارجه)، علی باقری (معاون بینالملل دبیرخانه شورایعالی امنیت ملی)، عبدالناصر همتی (رئیس بانک مرکزی)، حمید بورد (معاون وزیر نفت و رئیس شرکت ملی نفت ایران)، بههمراه کاظم غریبآبادی و اسماعیل بقایی (معاونان وزیر امور خارجه) وی را همراهی میکردند. در سوی مقابل، تیم مذاکرهکننده آمریکایی به ریاست جیدی ونس، معاون رئیسجمهور منتخب، و با حضور چهرههایی چون ویتکاف و کوشنر در مذاکرات شرکت داشتند. همچنین، حضور مقامات عالیرتبه پاکستان (عاصم منیر، فرمانده ارتش و شهباز شریف، نخستوزیر) و هیئت قطری به ریاست شیخ محمد بنعبدالرحمن آلثانی بهعنوان میانجی، گویای پیچیدگی ابعاد منطقهای این رایزنیهاست.
ابهام در بند نخست و چالش عقبنشینی
ظاهراً محور اصلی تمرکز هیأت ایرانی، اجرای بند نخست تفاهمنامه مبنی بر برقراری «آتشبس در تمامی جبههها» بوده است؛ موضوعی که در حال حاضر منجر به یک آتشبس شکننده در جنوب لبنان شده است. با این حال، اسرائیل همچنان بر عدم خروج نیروهای خود از مناطق اشغالی تأکید دارد. اشکال اساسی اینجاست که در متن تفاهمنامه، هیچ صراحتی مبنی بر الزام اسرائیل به عقبنشینی وجود ندارد. انتظار میرفت که موضوع عقبنشینی طی یک بازه زمانی مشخص (برای مثال دو هفته) و بهطور متقارن با بازگشایی تدریجی تنگه هرمز، در متن تفاهمنامه گنجانده میشد. سکوت یا ابهام در این زمینه، در اظهارات پس از سفر آقای قالیباف نیز بهوضوح مشهود بود، چرا که ایشان پاسخ روشنی پیرامون زمانبندی خروج نیروهای اسرائیلی ارائه نکردند.
تحلیل بند دهم و تضاد منافع راهبردی
در بند دهم تفاهمنامه، آمریکا متعهد به تعلیق تحریمهای نفتی ایران در طول دوره مذاکرات شده است. اگرچه این امتیاز با توجه به تداوم فروش نفت ایران در شرایط تحریمی، بهتنهایی دستاورد چشمگیری محسوب نمیشود، اما از منظر بازگشت رسمی درآمدهای ارزی به سیستم بانکی کشور، میتواند گامی مثبت باشد. با این وجود، شکاف عمیق دیدگاهها همچنان پابرجاست؛ ایران بر حفظ حق غنیسازی و حاکمیت بر تنگه هرمز تأکید دارد، در حالی که ایالات متحده همچنان در پی محدودسازی صنعت هستهای ایران و بازگرداندن وضعیت تنگه هرمز به شرایط پیشین است.
نتیجهگیری؛ توازن قوا به مثابه تنها ضامن اجرا
در نهایت، باید توجه داشت که حتی با دستیابی به یک توافق متعادل، تنها ضامن واقعی اجرای آن، «قدرت نظامی و بازدارندگی ایران» است. با توجه به ماهیت ایدئولوژیک و تمدنی خصومت ایالات متحده با جمهوری اسلامی، پایان این منازعه تنها در سایه «توازن قوا» ممکن است؛ بهگونهای که طرف مقابل دریابد گزینهی حذف یا تغییر نظام سیاسی ایران، نه ممکن است و نه دستیافتنی.
✅ @roushan88
برچسب:
نویسنده: پرهام رضاپور